عاشقانه : بدون عنوان | بلاگ

عاشقانه : بدون عنوان

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

    امکانات وب


    پسربه دختر گفت اگريه روزى به قلب احتياج داشته باشى اولين نفرى هستم كه ميام تا قلبموباتمام وجودم تقديمت كنم.دخترلبخندى زد وگفت ممنونم !!!....
    تا اينكه يك روزاين اتفاق افتاد و حال دختر خوب نبود. .نيازفورى به قلب‎‎‎ داشت ازپسرخبرى نبود دختر باخودش مى گفت‎ ميدونى كه من هيچوقت نمى ذاشتم توقلبتوبه من بدى وبه خاطرمن خودتوفداكنى ولى اين بود اون حرفات حتى براى ديدنم هم نيومدى شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم آرام گريست وديگرچيزى نفهميد چشمانش رابازكرد دكتر بالاى سرش بود به دكترگفت چه اتفاقى افتاده؟دكتر گفت نگران نباشيد پيوندقلبتون باموفقيت انجام شد وشمابايد استراحت كنيد درضمن اين نامه براى شماست دخترنامه را‎‎‎‎‎‎ برداشت اثرى ازاسم فرستنده روى پاكت ديده نميشد. بازش كرد درون آن چنين نوشته شده بود،سلام عزيزم.الآن كه اين نامه رو ميخونى من درقلب توزنده ام.ازدستم ناراحت نباش كه بهت سرنزدم چون ميدونستم اگربيام هرگز نميذارى كه قلبمو بهت بدم ‏پس نيومدم تابتونم اينكاروانجام بدم اميدوارم عملت موفقيت آميزباشه(عاشقتم تابينهايت)دخترنمى توانست باوركند اون اين كارراكرده بوداون قلبشوبه دخترداده بود آرام اسم پسرراصداكرد...‎‎

    ...
    نویسنده : وحید بازدید : 85 تاريخ : چهارشنبه 19 بهمن 1390 ساعت: 5:17 PM